طاها پخش

مهارت های زندکی > فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر

فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر


تاریخ انتشار پست : 1395-11-16 بازدید : 4

فاجعه پلاسکو تبعات سنگینی از لحاظ اقتصادی بر دوش بسیاری تحمیل خواهد نمود. مالکان، کارگران، فروشندگان و بسیاری دیگر چه مستقیم و چه غیرمستقیم که با پلاسکو تابع بودند، ماه های سختی را در پیش رو خواهند داشت.



هفته نامه امید جوان - یدالله افشار: حادثه به یک سانحه یا تصادف ناگهانی و غیرقابل پیش بینی و بدون برنامه ریزی قبلی می گویند که در یک زمان و مکان خاصی رخ می دهد و تقریبا اختیار آن از عهده اشخاص خارج است ولی فاجعه به یک سانحه یا رویداد بسیار ناگوار می گویند که از یک سری تغییرات تدریجی و آهسته به وجود آمده که وقوع آن به خاطر درک این تغییرات قابل پیش بینی و جلوگیری است.

فرق حادثه با فاجعه در هنگام (موقع) یا نابهنگام (بی موقع) بودن نیست، در مقدار عمق خسارات و تلفات هم نیست هر چند که در ادبیات فارسی به یک حادثه با تلفات بیشتر فاجعه هم می گویند ولی در کلام مشخص می توان گفت هر جا که پیش بینی برای وقوع یک رویداد مصیبت بار بشود و بتوان از وقوع آن جلوگیری نمود ولی اقدامی صورت نگیرد، تعریف آن رویداد از حادثه به فاجعه تبدیل و معنی خواهد شد.

به فاجعه ساختمان مکعب مستطیل پلاسکو تهران باید از چندین منظر نگریست.

فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر


1. اخلاق گرایانه ولی کمی محتاط اگر به موضوع چرایی فاجعه ساختمان پلاسکو بنگریم، ابتدا باید به حدود 37 سال پیش بازگردیم.

به زمانی که سازمان بنیاد مستضعفان تشکیل شد. تقریبا 15 روز بعد از پیروزی انقلاب ایران در سال 1357، با دستور مستقیم بنیانگذار جمهوری اسلامی به روسای شورای انقلاب، موسسه ای با نام بنیاد مستضعفان به سرپرستی علینقی خاموشی شروع به کار نمود که وظیفه اش رسیدگی و سامان دادن به اموال مصادره شده شاه مخلوع ایران و خانواده اش و حدود 350 خانواده از وابستگان و اطرافیان نسبی، سببی، لشگری، کشوری، درباری و حدود 53 نفر از کارخانه داران و صاحبان سرمایه و بازرگانان مطرح ایران با هدف بازبعد گیری اموال غصب شده بیت المال از دست غاصبین و عودت این اموال به صاحبان اصلی که مردم ایران علی الخصوص فقرا و مستضعفان هستند تشکیل شد.

دستورالعمل و اساسنامه سازمان تاکید گردیده است. کاهش استضعاف مادی و فرهنگی مستضعفان، حداکثر نمودن ارزش ترکیب بهینه دارایی و سهام، رشد بازده کل اقتصادی رشته فعالیت ها از زیاد اهداف این بنیاد خواهد بود.

به علت مصون ماندن بنیاد مستضعفان از بازی های سیاسی دولت ها، مقرر شد از لحاظ حقوقی نه موسسه ای دولتی محسوب بشود و نه شرکت خصوصی، بلکه موسسه ای عمومی باشد که ضمن معاف دائم از مالیات که البته با زیرکی از همان ابتدا به معاف از اظهار نیز تعبیر و عملی نمودند، دولت ها نیز اجازه هیچ گونه دخالتی در امور آن را نداشته باشند.

اظهارنامه مالیاتی با معاف مالیاتی دو مقوله جدا از هم است. در اظهارنامه مالیاتی روند کار در بازه زمانی مشخص اعلام می شود و معافیت مالیاتی، عدم پرداخت سهم دولت دز درآمد است. در مقوله بنیاد حتی اظهار مالیاتی صورت نگرفت که دولت نداند سرنوشت اموال مصادره ای در چه شرایطی است.

فراغ از موضوعیت مصادره اموال شاه و اطرافیان او، چرایی و چگونگی مصادره اموال بیش از 50 نفر از صاحبان سرمایه که عمدتا صاحبان صنایع بودند مبحث و موضوعی است که تا به امروز هیچ محقق و رسانه و سازمانی به صورت مستقل به آن نپرداخته است. فضای ملتهب حاکم بر مردم و مسئولین انقلابی منجر به تفکری شده بود که داشتن ثروت در قامت کلان قطعا از کسب مال نامآغاز است و می بایست به بیت المال بازگردد.

فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر


شدت حرارت این تفکر تا جایی بود که حتی افراد مشهور و خوشنامی همچون خانواده لاجوردی ها و خیامی ها و برخورداری ها و خسروشاهی ها و چند تن دیگر که سلیقه درخشانی نسبتبه سابقه افراد معلوم الحالی همچون هژبر یزدانی یا رحیم علی خرم مالک پارک خرم سابق ارم فعلی (کارگر آسفالت کاری که با رانت به ثروت عظیم و شهرتی افسانه ای رسید) داشتند موجب شد همه با هم با یک قلم محاکمه شوند و با یک شلاق مجازات شوند.

در خاطرات علینقی خاموشی نخستین رییس این بنیاد متعلق به مستضعفان که جذاب است پس از حدود دو سال ریاست، بالغ بر سی سال عضو اصلی اتاق بازرگانی هم شد آمده است در زمان مصادره اموال در اوایل انقلاب، خیلی ها مظلوم واقع شدند که نمونه اش یکی همین آقای محمد تقی برخوردار صاحب شرکت پارس الکتریک، قوه پارس، پارس توشیبا، شرکت پوشش، لامپ پارس و چندین شرکت بزرگ دیگر که واقعا مرد شریفی بود.

این آقای محمد تقی برخوردار یکی از مهم ترین عوامل تاسیس و رشد صنایع لوازم خانگی در ایران بود. اوایل دهه 60 زمانی که ما در اتاق بازرگانی جریان وام ها را راه انداختیم و به واحدهای تولیدی وام پرداخت می کردیم همین آقای برخوردار هم پیش ما آمدند و حرف جالبی زدند. ایشان گفتند از میان کارخانه هایی که بنده (یعنی آقای برخوردار) سهام دار آن هستم، اگر کسی پیش شما آمد و وام خواست شما ندهید و بگویید برو پیش خود برخوردار. قصد او این بود که مشکل مالی کارخانه ها را خودش حل کند. الآن اموال چنین آدمی را آن زمان مصادره کردند.

البته آقای خاموشی در خاطرات شان عنوان نکردند که با شناختی که داشتند و دو سال ریاست بر چنین سازمان عرض و طویل و قدرتمندی، چرا برای احقاق حق ایشان مطالبه و تلاشی نکردند. گستردگی مصادره کارخانجات و شرکت های موفقی در زمینه لوازم خانگی، کفش، نساجی، بهداشتی، روغن خوراکی، دارو، صنایع غذایی و نوشیدنی و خودروسازی و غیره که اختیارش در ید قدرت سازمان مستضعفان قرار گرفت به بیش از 800 شرکت در حال فعالیت و مطرح و در حال توسعه که نبض اقتصاد تولید کشور بود رسید.

محاسبه همه این کارخانجات و واحدهای تولیدی به غیر از انبوه املاک و مستغلات ارزشمندی است که با مصادره در اختیار بنیاد قرار گرفته است تا جایی که در مقاطع زمانی نسبتا طولانی آن را بزرگ ترین ملاک ایران می نامیدند.

ساختمان پلاسکو یکی از ده ها هزار ساختمان گرانبهایی بود که تحت تصرف و تعلق این سازمان بود و هست. سازمانی که هدف و فلسفه تشکیل آن مصادره نمودن اموال مصادره شده مردم توسط یک عده خاص و بازگرداندن آن به مردم عادی بود.

2. سیاست، گویا اساس و سرنوشت این ساختمان بود. در حالی که این ساختمان هرگز یک ساختمان سیاسی نبود ولی قضا چنان بود که از ابتدای ساخت آن در سال 41 تا تخریب این ساختمان در دی ماه 95 ناخواسته در سیاست دخالت ویژه ای داشته باشد.

صاحب و سازنده این برج نوین که در دهه 40 شمسی بلندترین ساختمان ایران بود و تا قبل از آن زمان، ساختمان باشگاه افسران با چهار طبقه بلندترین ساختمان شمرده می شد. حبیب الله القانیان سرمایه دار و رییس انجمن کلیمیان بود.

فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر


در جامعه مسلمانان با توجه به حساسیت به قوم یهود و یهودیان، از تریبون های رسمی در ایران به یهودیان، کلیمی گفته می شود. بسیاری از مردم به اشتباه با توجه به خاص بودن شهرت القانیان او را بهایی مسلک می دانستند. القانیان مشهور به پدر صنایع پلاستیک سازی در ایران بود و ساختمان پلاسکو به جهت شرکت او در صنعت پلاستیک نام گذاری شد ولی برخلاف نام این برج، هرگز صنف پلاستیک در آن فعالیت نداشت.

القانیان از اولین غیرنظامیان و شاید اولین یهودی اعدامی بعد از انقلاب بود. اعدام او به عنوان فرد پرنفوذ در جامعه کلیمیان موقعیت دیگر یهودیان در ایران را متزلزل ساخت و موج مهاجرت یهودیان از ایران بعد از اعدام او به شدت افزایش یافت. از نکات جذاب توجه این ساختمان، همسایگی با سه سفارت مهم و تاثیرگذار در تاریخ ایران است و اشراف بصری در آن دوره تاسیس بر ساختمان های اطراف است.

سال ها پیش دوست سیاست زده ای مدعی سرسخت این ادعا بود که این ساختمان به دستور و توسط روسای یهودی رژیم اشغالگر قدس در زمان شاه و به قصد و نیت خاصی ساخته شده است. دلیلش هم این بود که تهران این همه جا و زمین خالی داشت، چرا باید در همسایگی سفارت این سه کشور ساخته شود؟ این ساختمان می خواست تسلط و قدرت و سایه اش بر تمام جهان توسط آژانس یهود را به رخ دیگران بکشد.

یهودیت به عنوان دین آسمانی و دارای کتاب، مورد پذیرش قانون اساسی ایران است. محاکمه او بیشتر به خاطر حمایت مالی و معنوی از اسرائیل که در اتهامات هشت گانه او در دادگاه تماما به این موضوعات با استناد به اسناد ساواک پرداخته شده است. القانیان هرگز اتهامات خود را نپذیرفت و سرانجام اعدام شد. اعدامش  با واکنش سریع دولت آمریکا روبرو شد و واشنگتن با محکوم کردن آن در اواخر اردیبهشت 1358 قطعنامه ای را در سنای آمریکا علیه ایران تصویب کرد.

این قطعنامه با انتقاد شدید امام خمینی و نیز گروه ها و جریانات در داخل کشور مواجه شد. دولت موقت در اثر این انتقادات از پذیرش والتر کاتلر سفیر جدید آمریکا در ایران خودداری کرد. این امر به تیرگی روابط دو کشور انجامید و در ادامه با پذیرش شاه در آمریکا و اشغال سفارت این کشور توسط دانشجویان به اوج رسید و روابط رسمی ایران و آمریکا در اثر این رویدادها در فروردین 59 قطع کامل شد.

پس از انقلاب و مصادره این ساختمان به نفع بنیاد، سرقفلی بیشتر واحدها به مرور زمان به خریداران واگذار شد و صنف پوشاک ایران را با شناسنامه ساختمان پلاسکو می شناختند ولی نقطه اوج سیاسی این ساختمان شاید در زمان پایان تراژدیک و غم انگیز این سازه تمام فولادی باشد.

تقابل گروه های سیاسی در متهم کردن یکدیگر به کوتاهی در بروز فاجعه ساختمان پلاسکو از یک سو و همزمانی بروز این فاجعه با مهم ترین خبر 27 سال گذشته در تاریخ سیاسی ایران یعنی فوت آیت الله هاشمی (رحمت الله علیه) از سوی دیگر درجه حرارت این منازعات را همچون درجه حرارت در زیر آوارها را به شدت بالا برده است.

فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر


زمان نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری و شائبه حضور چندین باره شهردار تهران به عنوان مسئول مستقیم فاجعه پلاسکو در رقابت های انتخاباتی، «حادثه» قطار تبریز مشهد و تفاوت در واکنش ها، بررسی و مرور نقش اعضای شورای شهر در بروز فاجعه پلاسکو (شهردار فعلی با لطف رأی دو ورزشکار معروف شهردار باقی ماند) از جمله عوامل ملتهب آور در این فاجعه هستند.

3. اقتصاد تپنده در ساختمان پلاسکو هرگز از حرکت کامل باز نایستاد. در مقاطعی از بحران ها، اقتصاد جاری در این ساختمان کند شد ولی همواره ساختمان پلاسکو به شلوغی و بی نظمی به خاطر ازدحام معروف بود. هر تهرانی حداقل برای یک بار هم که شده این ساختمان را از نزدیک دیده است.

در سال های ابتدایی افتتاح این برج 17 طبقه که نخستین رستوران روباز ایران نیز در آن افتتاح شد ولی پس از انقلاب به انباری تبدیل شده بود، سکانس های بسیاری از فیلم های فارسی در آن ضبط شده است و شاید به خاطر معروفیت این برج در آن سال ها طبقه اول تجاری به صنف سینمادارها و پخش کنندگان فیلم اختصاص داده شده بود و این نشان از رونق صنعت فیلم در آن دوران بوده است.

در تمام جهان کوتاهی و اختصار آدرس محل کار به نوعی یک برتری و شاخص محسوب می شود. صاحبان سرمایه ای که در آن سال ها در این ساختمان دفتری برای کار داشتند، آدرس شان چنین بودن؛ ایران، تهران، ساختمان پلاسکو. دوران شکوه این ساختمان تا قبل از انقلاب بود. پس از انقلاب تا پایان دوران این سازه، دوران اقتصادی این ساختمان بود.

فاجعه پلاسکو تبعات سنگینی از لحاظ اقتصادی بر دوش بسیاری تحمیل خواهد نمود. مالکان، کارگران، فروشندگان و بسیاری دیگر چه مستقیم و چه غیرمستقیم که با پلاسکو تابع بودند، ماه های سختی را در پیش رو خواهند داشت. خلأ نبود این ساختمان به زودی در خیابان جمهوری تهران خود را نشان خواهد داد. کسر مقدار قابل توجه از املاک تجاری، تاثیر مستقیم بر دیگر واحدها خواهد داشت هر چند شائبه عدم امنیت تقاضای بیرونی را کاهش دهد.

4. فرهنگ همچون سیاست، در فاجعه پلاسکو تقابل دو نوع تفکر و نگرش بود. از یک سو مردم هیجان زده که گویی هنوز در عصر غارنشین ها با دیدن دود از یک سو می بایست به محل دود هجوم ببرند تا ببینند که این دود علامت و فرستاده چه نوع پیامی است. گویی انگار در عصر ارتباطات به سر نمی برند. بیان لفظ غارنشینی سلب ادب به آن عده نیست بلکه تعریف یک رفتار و واکنش آنها به چنین رخدادی است.

در مذمت این نوع واکنش های دوران غارنشینی در این مدت کوتاه بسیار گفته و خوانده شده است ولی یک نکته که مغفول مانده است چرایی تکرار رفتارهای غارنشینی توسط مدعیان گذر از دوران غارنشینی است. در تورهای گردشگری جهان فاجعه گردی نیز در لیست سفرها گنجانده شده است و امری معمول است.

فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر


فاجعه گردی، سفر به محلی مصیبت زده که هدف از آن عمدتا بازدید از آن محل است که در پی آن آسیب فیزیکی، تخریب، از دست دادن جان و یا تغییر شدیدی به محیط زیست وارد می شود ولی این برای زمانی است که سال ها از وقوع آن فاجعه گذشته باشد، نه این که هنوز مسئولین جهادی، مستاصل در پی استمداد و تهیه هوا برش و جرثقیل از مردم عادی هستند، تورهای فاجعه گردی انفرادی و جمعی در محل وقوع فاجعه به راه بیفتد.

در گذرگاه های ورودی هر شهری، در تابلویی در یک جمله آن شهر را معرفی می کنندتا مسافری که برای نخستین بار به آن شهر وارد می شود، ذهنیت غالب از آنچه که در آن شهر خواهد دید به دست بیاورد. مثلا در همین نزدیکی تهران، شهر کرج در آستانه ورودی آن نوشته اند به ایران کوچک خوش آمدید.

این بدان معناست که شخص در شهر کرج با یک ایران کوچک که متشکل از تمام اقوام و فرهنگ هاست، مواجه خواهد شد و این شهر مهاجرپذیر است. در فاجعه پلاسکو ما آیینه ای از تمام هر چه که در سیاست، فرهنگ، اخلاق، اقتصاد، امکانات، تخصص، مدیریت و ... در طول همه این سال ها کسب کرده بودیم، به وضوح و شفافیت کامل دیدیم. آیینه وسیله ای است که به دلیل صافی و بازتاب بالایش عکس اجسام را هر چه که هست نشان می دهد. آیینه پلاسکو، شکستنی نیست. جرم از آیینه نیست. مجرم اصلی روبروی آیینه ایستاده است. هر یک از ما.

منبع : برترینها

مطالب مشابه
Related Links

مطالب تصادفی
Random Links

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد : کد امنیتی رفرش
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد