طاها پخش

محبوب ترین مطالب
Most visited Postss

حکایت زیبای مرد نانوا و شبلی، بهشتی کیست؟


تاریخ انتشار پست : 1394-11-4 بازدید : 122
حکایت زیبای مرد نانوا و شبلی، بهشتی کیست؟
بهشتی و دوزخی از قول شبلی چه کسانی هستند؟ حکایتی زیباجعفر بن یونس ، مشهور به شبلی از عارفان نامی و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجری هست . وی در عرفان و تصوف شاگرد جنید بغدادی ، و استاد بسیاری از عارفان پس از خود بود.در شهری

حکایت مزرعه و تله موش (پند آموز)


تاریخ انتشار پست : 1394-10-13 بازدید : 178
حکایت مزرعه و تله موش (پند آموز)
داستان آموزنده تله موش در مزرعه کشاورزموشی از شکاف دیوار کشاورز و همسرش را دید که بسته ای را باز می کردند. فهمید که محتوی جعبه چیزی نیست مگر تله موش، ترس وجودش را فرا گرفت. به سمت حیاط مزرعه که می رفت، جار زد: تله موش تو

داستان جالب داوری گربه و دو موش!


تاریخ انتشار پست : 1394-10-7 بازدید : 51
داستان جالب داوری گربه و دو موش!
حکایت جالب داوری گربه دو موش سر تقسیم پنیری دچار اختلاف شدند ونزد گربه ای رفتند تا با استفاده از ترازوی که داشت، پنیر را به طور مساوی بین آن ها تقسیم کند.گربه پنیر را به نحوی تقسیم کرد که یک تکه سنگین تر از تکه بعدی شد

داستان خنده دار شاعر پررو و خواجه


تاریخ انتشار پست : 1394-9-28 بازدید : 44
داستان خنده دار شاعر پررو و خواجه
داستان شاعر پررو و پاداشدر حکایت آمده: شاعری در ستایش خواجه ای بخیل قصیده ای گفت و برایش خواند اما هیچ پاداشی دریافت نکرد. یک هفته صبر کرد و باز هم خبری نشد. قطعه ای سرود که در آن تقاضای خود را به صراحت گفته بود اما خواج

داستان آموزنده درخت بی مرگی در هندوستان


تاریخ انتشار پست : 1394-9-21 بازدید : 64
داستان آموزنده درخت بی مرگی در هندوستان
حکایت آموزنده و جالب درخت بی مرگیمرد دانایی به رمز داستانی می گفت: در هندوستان درختی هست که هر کس از میوه اش بخورد پیر نمی شود و نمی میرد. پادشاه این سخن را شنید و عاشق آن میوه شد, یکی از کاردانان دربار را به هندوستان فر

داستان آموزنده ی پرنده نصیحتگو و شکارچی


تاریخ انتشار پست : 1394-9-1 بازدید : 208
داستان آموزنده ی پرنده نصیحتگو و شکارچی
مثنوی معنوی: حکایت جالب و پند آموز پرنده نصیحتگویک شکارچی، پرنده ای را به دام انداخت. پرنده گفت: ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده ای و هیچ وقت سیر نشده ای. از خوردن بدن کوچک و ر

حکایت های زیبای مثنوی معنوی: مور و قلم


تاریخ انتشار پست : 1394-7-21 بازدید : 109
حکایت های زیبای مثنوی معنوی: مور و قلم
به گزارش طاها پخش: حکایت زیبای مور و قلممورچه ای کوچک دید که قلمی روی کاغذ حرکت می کند و نقش های زیبا رسم می کند. به مور دیگری گفت این قلم نقش های زیبا و عجیبی رسم می کند.نقش هایی که مانند گل یاسمن و سوسن است.آن مور گفت:
حکایت آمورنده «زهد» | داستان های اسکندر از مثنوی معنوی
به گزارش طاها پخش: حکایت آمورنده «زهد» «روزی دیوجانس ـ یکی از انسان های زاهد روزگار ـ از اسکندر پرسید: در حال حاضر بزرگ ترین آرزویت چیست؟ اسکندر جواب داد: بر یونان تسلط یابم. دیوجانس پرسید: پس از آنکه یونان را فتح کردی
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد