طاها پخش

تبلیغ پاپ آپ
تبلیغ درکار
افراد مشهورگرتا گاربو | بازیگران درخشان تاریخ سینما (15)

گرتا گاربو | بازیگران درخشان تاریخ سینما (15)

هامفری بوگارت | بازیگران درخشان تاریخ سینما (10)

گرتا لوویسا گوستافسون، زاده 18 سپتامبر 1905 در استکهلم سوئد، بازیگر و ستاره و آیکون بین المللی دهه بیست و سی بود. وی روز پانزدهم آوریل 1990 در نیویورک سیتی از جهان رفت.

برترین ها: هنرمندی که از ستاره بودن می گریخت و به عنوان بهترین و درخشان ترین بازیگر فیلم های صامت و غیر صامت قبل از جنگ جهانی دوم شناخته می شد، به مدت پنجاه سال سوژه کنجکاوی و توجه همه بود و شخصیتی معماگونه داشت.

گرتا لوویسا گوستافسون، زاده 18 سپتامبر 1905 در استکهلم سوئد، بازیگر و ستاره و آیکون بین المللی دهه بیست و سی بود. وی قبل از رفتن به ایالات متحده و کار برای شرکت MGM در سن 19 سالگی، حرفه بازیگری را در اروپا شروع کرد. چهره و ظاهر زیبا و در عین حال اسرارآمیزش برای مخاطب آمریکایی جالب بود و هم در فیلم های صامت و هم در فیلم های غیر صامت قبل از جنگ جهانی دوم، وی چهار بار نامزد جایزه اسکار شد و بعدها اسکار افتخاری را نیز دریافت کرد. وی روز پانزدهم آوریل 1990 در نیویورک سیتی از جهان رفت.

هنرمند, گرتا گاربو, چهره ها, بازیگران درخشان تاریخ سینما گرتا گاربو

گرتا گاربو, چهره ها, هنرمند


گرتا که در خانواده ای با دو فرزند بزرگتر از خودش به جهان آمده بود، فرزندی ناخواسته بود که با به جهان آمدنش حالت مالی خانواده سخت تر شد. پدرش کارگر غیر ماهری بود که اغلب بیکار بود و حالت سلامت خوبی نداشت و همین مسئله باعث شده بود که آنها به فقر کامل نزدیکتر و نزدیکتر شوند. در 13 سالگی، گرتا مدرسه را ترک کرد تا از پدرش مراقبت کند، زیرا پدرش به شدت بیمار شده بود. وی دو سال پس به دلیل از کار افتادن کلیه ها از جهان رفت. مشکلاتی که مرگ پدر بر خانواده آنها تحمیل کرد، به شدت بر گرتای جوان اثر گذاشت و او قسم خورد که برای خودش زندگی ای بدون دشواری های مالی بسازد.


بعد از آنکه پدرش از جهان رفت، گرتا در یک فروشگاه سوئدی، به عنوان فروشنده مشغول به کار شد. وی در تبلیغات خط تولید پوشاک مردانه آن فروشگاه، به عنوان مدل لباس می پوشید و غریزه طبیعی اش در مقابل دوربین باعث شد که نخستین نقش عمرش را در یک کمدی به نام «پیتر ولگرد» (1922) به دست آورد.


فرصت بزرگتر زمانی پیش آمد که او بورس مدرسه تئاتر درام رویال که آموزشگاهی بسیار معتبر برای بازیگران بلندپرواز و آینده دار بود را گرفت. ولی گرتا خیلی زود یعنی حدوداً یک سال پس با ملاقات با مائوریتز استیلر، کارگردان پیشرو فیلم های صامت سوئد، آنجا را ترک کرد تا در فیلم جدید این کارگردان با عنوان «افسانه گوستا برلینگ» (1924) بدرخشد. موفقیت این فیلم هم در سوئد و هم در آلمان باعث شد که گاربو به شهرت برسد. همچنین باعث شد که شراکت خوبی با استیلر برقرار کند که زندگی و حرفه اش را زیر و رو کند. استیلر به او آموزش داد تا هنرپیشه قابلی شد و او را مجاب کرد که نام خانوادگی اش را به گاربو تغییر دهد.


فیلم بعدی گاربو «خیابان های غم» (1925) نام داشت و نقشی که در این فیلم بازی کرد باعث شد که در اروپا ستاره شود. این فیلم توجه رئیس شرکت مترو-گلدوین-مه یر (mgm) یعنی لوئیس بی. مه یر را جلب کرد. او می خواست که استیلر در آمریکا برایش کار کند. این کارگردان نیز به نوبه خود به یک شرط با او قرارداد بست که گاربو نیز با او بیاید. مه یر با اکراه قبول کرد و قرارداد امضاء کردند.


گاربوی 19 ساله در سال 1925 به آمریکا رفت. ورودش بی سر و صدا بود و از همان آغاز، اکراهش را به سر و کله زدن با مطبوعات و فاش کردن نکات ریز زندگی خصوصی اش نشان داد. در نخستین گفتگو اش، کوتاه و مختصر گفت: «من به جهان اومدم. یه مادر و یه پدر داشتم. مدرسه رفتم. چه اهمیتی دارن اینا؟» نخستین فیلم آمریکایی اش، «سیلاب» (1926) نام داشت که در آن نقش یک روستایی اسپانیایی را بازی می کرد که به شدت دلش می خواست ستاره اوپرا شود. با این حال شراکت گاربو-استیلر در هالیوود عملی نشد. استیلر برای کارگردانی «سیلاب» استخدام نشد و بعد از مشاجره با مدیران ام جی ام، به سوی شرکت پارامونت قدم برداشت که در آنجا نیز با روسایش درگیر بود. وی در سال 1928 به سوئد برگشت و یک سال پس مرد.


ولی گاربو خیلی زود ثابت کرد که ستاره ای درخشان است. دو فیلم بعدی او «اغواگر» (1926) و «جسم و شیطان» (1926) هر دو فیلم های موفقی بودند که برای گاربو نام و آوازه بین المللی آوردند. گرتا بزرگترین دارایی ام جی ام شده بود. سه فیلم اولش بین سال های 1925 و 1926، 13 درصد از سود این شرکت را تشکیل می دادند. وی که خودش همیشه دغدغه مالی در زندگی اش داشت، الآن می دانست که این مسئله نقطه قوت و اتکا برای او محسوب می شود. بعد از مشاجره ای بر سر قرارداد با ام جی ام، گاربو که تهدید کرده بود به سوئد برمی گردد، قرارداد جدیدی بست که بر مبنای آن برای هر فیلم 270 هزار دلار می گرفت و به او کنترلی بی سابقه بر نقش ها و فیلم هایی که در آنها بازی می کرد می داد.


گرتا گاربو از لحاظ متفاوت هنرپیشه هالیوودی متفاوتی بود و آسیب پذیری ها، شور و حرارت، اسرارآمیزی و شخصیت ویژه اش باعث شده بود که مخاطبین مذکر و مؤنث را یکجا داشته باشد و تبدیل به چهره ای در دنیای سیاه و سفید سینما آن روزها باشد. به علاوه، استایل او در طول دوره حرفه ای اش در هالیوود تغییر کرد و اکراهش به گفتگو با مطبوعات آمریکایی، بر جذابیت و اسرارآمیز بودنش می افزود.


با اضافه شدن صدا به فیلم ها، ام جی ام نگران بود از این که مخاطب فیلم هایش در شنیدن صدای گاربو تردید به دل راه دهد و تعداد بینندگان به خاطر لهجه و صدای آرام و گرفته گاربو کاهش پیدا کند. در نهایت ام جی ام کوتاه آمد و گاربو در سال 1930 نخستین فیلم غیر صامت خود را با عنوان «آنا کریستی» که اقتباسی از اثر یوجین اونیل بود، بازی کرد و برای بازی در این نقش نامزد جایزه اسکار شد و در همان سال فیلم دیگری به نام «رمانس» بازی کرد که برای آن نیز نامزدی اسکار بدست آورد. علیرغم نگرانی های ام جی ام، ستاره گاربو کم سو نشد. در سال 1931 او با کلارک گیبل در فیلم «فرود و فراز سوزان لنوکس» بازی کرد و سبعد در سال 1932 با ملوین داگلاس در فیلم «آنطور که تو مرا می خواهی» همبازی شد. همان سال بود که او در تیمی پر از ستاره از جمله جان و لیونل بریمور، جوآن کرافورد و والاس بیری در فیلم «گراند هتل» بازی کرد. این فیلم در سال 1932 جایزه اسکار بهترین فیلم را برد.

هنرمند, چهره ها, گرتا گاربو, بازیگران درخشان تاریخ سینما گرتا گاربو

در سال 1933 بود که گاربو شاید جاه طلبانه ترین نقشش را در فیلم «ملکه کریستینا» بازی کرد که موفقیتی عظیم چه از لحاظ مالی چه از نظر منتقدین در آمریکا و کل جهان بود. فیلم های «آنا کارنینا» (1935)، «کامیل» (1936) و «فتح» (1937) از دیگر فیلم هایش بودند که برای فیلم «فتح» گاربو سومین نامزدی اسکار را بدست آورد. در اواخر دهه سی بود که موفقیت فیلم هایش در گیشه رو به کاهش گذاشت. ایالات متحده دوران رکود را می گذراند و استایل گاربو با مخاطبینی که قبلاً داشت دیگر همخوانی نداشت. در این میان، اروپا که گاربو در آن موفقیتی باورنکردنی را تجربه کرده و از آن بهره برده بود، رو به سوی جنگ گذاشته بود.


در تلاش برای دوباره سازی وجهه اش، گاربو در یک دو کمدی به نام های «نینوچکا» (1939) و «زن دو چهره» (1941) بازی کرد که هیچکدامشان موفقیت های قبلی او را تکرار نکردند، با این حال وی آخرین نامزدی اسکارش را برای فیلم «زن دو چهره» بدست آورد. بعد از مشاجره دیگری با ام جی ام، گاربو بازیگری را کنار گذاشت. بعدها در سال 1955، به خاطر بازی های به یاد ماندنی و درخشانش، جایزه اسکار ویژه ای به او تعلق گرفت. در سال 1999، موسسه فیلم آمریکا (AFI) گاربو را در لیست بزرگترین ستاره های زن سینمای کلاسیک هالیوود در رتبه پنجم، پس از کاترین هپبورن، بت دیویس، آدری هپبورن و اینگرید برگمن قرار داد.


بسیاری از منتقدین و مورخین سینمایی، بازی در نقش مارگریت گوتیه در فیلم «کامیل» (1936) را بهترین بازی او می دانند. این نقش برایش دومین نامزدی جایزه اسکار را آورد. ولی خیلی زود حرفه اش رو به نزول گذاشت و در واقع می توان گفت او یکی از ستاره هایی بود که در سال 1938 «سم گیشه» نامگذاری شده بودند. ولی با بازگشت با کمدی «نینوچکا» حرفه او احیا شد و سومین نامزدی اسکار را نیز بدست آورد. ولی بعد از شکست «زن دو چهره» در سال 1941، در سن 35 سالگی بعد از بازی در 28 فیلم، از بازیگری کناره گیری کرد.


از آن بعد گاربو تمام فرصت ها و پیشنهادها برای بازگشت به روی پرده نقره ای را رد کرد. وی زندگی خصوصی را ترجیح داد و از تبلیغات و دوربین ها دوری می گزید. وی نه ازدواج کرد و نه فرزندی داشت. ولی به جمع آوری آثار هنری علاقه داشت و کلکسیونی از آثار نقاش هایی مانند پی یر آگوست رنوآور، پی یر بونار و کیس ون دونگن داشت که بعد از مرگش میلیون ها دلار ارزش داشت. وی به دور از هیاهوی هالیوود، به دنیایی پناه برد که فقط عده کمی را در آن راه می داد. در طول جنگ جهانی دوک، در حالی که هالیوود کشور را حول جنگ بسیج کرده بود، گاربو کاملاً ساکت و خاموش مانده بود که همین موضوع نقدهایی بر او به همراه داشت. طی نیم قرن آخر عمرش، گاربو بیش از پیش ثابت کرد که یک معمای بزرگ است. وی به توصیه یک دوست سرمایه گذاری عظیمی روی آثار هنری و ملک و املاک نمود. در زمان مرگش دارایی خالص او بیش از 55 میلیون دلار بود.


در نهایت گاربو کالیفرنیا را ترک کرد و زندگی جدیدی را در نیویورک سیتی شروع کرد و در آنجا به کار موردعلاقه اش یعنی تماشای ویترین ها می پرداخت. دوستانش در آخرین دوره عمرش افرادی مانند سسیل بیتون، عکاس بریتانیایی و ادگار برگن، هموطن سوئدی اش بودند.


در اواخر دهه هشتاد به تدریج کلیه هایش از کار افتادند و همین موضوع باعث شد که گاربو پیاده روی هایش را کمتر کند و کم کم ارتباطش با دنیای خارج قطع شود. گرتا گاربو روی 15 آوریل 1990 در بیمارستان نیویورک سیتی از جهان رفت.

هنرمند, گرتا گاربو, چهره ها, بازیگران درخشان تاریخ سینما گرتا گاربو

اینگرید برگمن | بازیگران درخشان تاریخ سینما (11)
facebook google telegram twitter whatsApp
تبلیغات