طاها پخش

سیاسی > نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند | یک اصلاح طلب

نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند | یک اصلاح طلب


تاریخ انتشار پست : 1395-9-30 بازدید : 1

روزهای سخت در راه است. روزهایی که می تواند به شیرینی یک پیروزی بدل شود. اما در این میان کار حسن روحانی سخت تر از گذشته و حتی انتخابات ۹۲ است. روحانی صرف نظر از افزایش فشارهای مخالفان در ماه های پایانی دولت، باید خود را برای یک ماراتن دشوار آماده سازد.


آرمان نوشت:  روزهای سخت در راه است. روزهایی که می تواند به شیرینی یک پیروزی بدل شود. اما در این میان کار حسن روحانی سخت تر از گذشته و حتی انتخابات ۹۲ است. روحانی صرف نظر از افزایش فشارهای مخالفان در ماه های پایانی دولت، باید خود را برای یک ماراتن دشوار آماده سازد. اگرچه بی شک جریان اصلاحات باز هم حمایت خود را از ایشان دریغ نخواهد کرد، اما رئیس جمهور باید خود را در برابر رویگردانی و بی انگیزگی اقشاری از جامعه به ویژه فرودستان و کارگران آماده کند که به پشتوانه تبلیغات سوء و منفی دلواپسان نسبت به برجام امروز این انتظارات فزونی یافته و دولت نسبت به آن تاکنون نتوانسته پاسخ مناسبی ارائه دهد. برای بررسی این موارد گفت وگوی «آرمان امروز» با محمد سلامتی فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه می خوانید.

جامعه شناسان معتقدند که یک جریان برنده در بازی های سرنوشت ساز باید بر همه طبقات و نیروهای اجتماعی و در نتیجه همه مفاهیم اثرگذار در جامعه مانور دهد، این مفاهیم اثرگذار در انتخابات ۹۶ از سوی اصلاحات چگونه ترسیم شده است؟

این ایده آل است که یک جریان سیاسی یا یک حزب درعرصه انتخابات بتواند مطالبات همه طبقات و اقشار جامعه را در برنامه خود لحاظ کند، اما تاکنون احزاب در کشورهای متفاوت دنیا معمولا ازسوی طبقه یا قشر خاصی نمایندگی کرده و می کنند و منافع آن طبقه یا قشر اجتماعی را پی گرفته و می گیرند. چون جمع کردن منافع متضاد طبقات و اقشار متفاوت ناممکن به نظر می رسد. در آستانه انتخابات سال ۹۶ زمانی که جریان های سیاسی می خواهند برنامه های خود را ارائه دهند اولویت و محوریت برنامه آنها قشر یا طبقه ای است که از آن نمایند گی می کنند. حزب طرفدار طبقه کارگر در درجه نخست از منافع کارگران حمایت می کند و اگر این حزب بگوید که منافع سرمایه داران را نیز در نظر دارد، کمتر کسی آن را جدی تلقی می کند، زیرا شرایط اجتماعی امروز تا حد زیادی تغییر کرده و این امر به عنوان یک واقعیت اجتماعی تابه حال درعرصه سیاسی خود را نشان داده است و اکنون شاهد یک دگرگونی بنیادین در این زمینه هستیم.

به این معنا که طبقات به تدریج مفهوم گذشته خود را از دست می دهند و آنچه در عرصه اجتماعی اکثریت خود را تثبیت خواهد کرد، طبقه متوسط است. این مهم از کشورهای پیشرفته شروع شده و به تدریج به کشورهای دیگر نیز خواهد رسید. برخلاف گذشته طبقه متوسط به عنوان اکثریت، با اقشار دیگر تضاد منافع نخواهد داشت. بنابراین درصورتی که یک جریان سیاسی مطالبات همه اقشار را در برنامه خود لحاظ کند با تضاد در برنامه مواجه نخواهد شد. این امردرآینده در کشورها موضوعیت پیدا خواهد کرد، اما در جامعه ایران هنوز زود است که از اکثریت مطلق و مسلط طبقه متوسط سخن بگوییم، هرچند با توجه به ساختار و شرایط ویژه اقتصادی و اجتماعی ایران، حداقل در کوتاه مدت یک جریان سیاسی می تواند و باید مطالبات همه طبقات و اقشار جامعه را در برنامه خود در نظر گیرد. مطالبات تولیدکنندگان، کارگران، معلمان، کارمندان، جوانان، زنان، روشنفکران وغیره.

بعد شما به نحوی معتقدید که امروز شرایط کارگران بهتر از گذشته شده است و آنها به سطح طبقه متوسط تغییر حالت داده اند و این ناشی از تلاش احزاب است؟

بله، تا حدی این طور است و با یک نگاه اجمالی و یک سیر تاریخی می توان به این مهم رسید. چراکه در اوائل قرن نوزدهم طبقه کارگر در برابر طبقه سرمایه دار قرار داشت. آنها دو طیف کاملا متضاد بودند. سرمایه داران سعی می کردند هرچه بیشتر از طبقه کارگر بهره کشی کنند و کارگران در این میان قدرتی برای دفاع از خود نداشتند. این مساله به طور کل در قرن بیستم تغییر پیدا کرد. زیرا سرمایه داران به این نتیجه رسیدند که اگر به کارگران بیشتر توجه کنند کارگر هم بیش از گذشته خدمت خواهد کرد. در نتیجه به تدریج توجه سرمایه داران به کارگران افزایش یافت. در گذر زمان برای کارگر و کارمند حق خرید سهام امکان پذیر شد در اینجا وحدت کار و سرمایه به وجود آمد.

به همین دلیل می گوییم امروز شرایط اجتماعی طبقه کارگر به طبقه متوسط در جامعه تغییر حالت داده و آنها اکثریت جامعه را تشکیل می دهند. بخشی از این تغییر حالت در حقیقت ناشی از تلاش احزاب است. بنابراین اکنون اگر حزبی بخواهد به طرفداری از طبقه متوسط برنامه ای ارائه بدهد مطالبات این طبقه را در نظر می گیرد. امروز در جوامع متفاوت طبقه کارگر به تنهایی مفهومی ندارد، زیرا مطالبات کارگران با طبقه متوسط یکی شده است. این حالت اکنون در اروپا و آمریکا وجود دارد و در کشورهایی مانند ایران هم به تدریج رو به گسترش است.

اصلاح طلبان باید در برنامه ریزی مقطعی خود چه مسائلی را مدنظر قرار دهند؟

به نظر من مهم ترین موضوعی که اصلاح طلبان باید آن را پیگیری کنند، اشتغال است. مشکل بیکاری گریبانگیر همه اقشار جامعه از قشر روستایی گرفته تا شهری و از اقشار کم درآمد تا متوسط را در برمی گیرد. برای ایجاد اشتغال حمایت از صنایع داخلی ضروری است. حمایت از تولیدات کشاورزی نیز کمک شایانی به امراشتغال می کند. حمایت از سرمایه گذاری های داخلی و خارجی نیز از عوامل ایجاد اشتغال و رفع بیکاری است. گرچه مهم ترین مشکل درحال حاضر به نظر من مشکل اقتصادی است، اما این تنها مساله ای نیست که باید به آن پرداخت. شرایط بیش از هر زمان دیگری اقتضا می کند که فضا برای تعاطی افکار و برخورد اندیشه ها، برای نخبگان و به ویژه جوانان فراهم آید. لذا این نیز یکی از اهم برنامه ها باید باشد.

گروه هایی مانند معلمان و به طور کل جامعه فرهنگی به خاطر عدم تحقق برخی از مطالبات خود از دولت گله مندند، اصلاح طلبان در جریان فعالیت های انتخاباتی خود باید چگونه در میان این گروه ها عمل کنند؟

معلمان به عنوان یک قشر زحمتکش و درعین حال روشنفکر و آگاه در جامعه هستند که نسبت به مسائل پیرامون خود اشراف نسبتا بیشتری درمقایسه با برخی اقشار دیگر دارند و به همان نسبت تاثیرگذارند. بنابراین تصور می شود که اصلاح طلبان باید نسبت به مطالبات این قشر از جامعه حساسیت ویژه داشته باشند. گرچه این افراد نسبت به بسیاری از مطالباتی که همچنان در قالب یک وعده باقی مانده است، انتقاد دارند، اما آنها می دانند در دولت روحانی این مطالبات قابل پیگیری بوده و در نهایت آنها می توانند به خواسته های مورد انتظار خود برسند، زیرا راهی جز این ندارند که به وسیله مشی اعتدال و اصلاح طلبانه این خواسته ها را مورد پیگیری قرار دهند.

کارگران و روستاییان همچنان تحت تاثیر وعده ها و سیاست های پوپولیستی احمدی نژاد هستند. اصلاح طلبان چگونه می توانند اعتماد و رای آنها را به سمت روحانی جلب کنند؟

روستاییان اقشار زحمتکش و مستضعفی هستند که ممکن است در کوتاه مدت گاهی تحت تاثیر سیاست های مقطعی و در مواردی عوامفریبانه قرار گیرند، و لذا در برخی اوقات منافع کوتاه مدت را به منافع دراز مدت ترجیح دهند. به نظر من در درازمدت کسی نمی تواند از سادگی و بی آلایشی آنها سوءاستفاده کند. اما برای تاکید بر منافع آنها دولت باید چند کار متداول در دنیا را انجام دهد؛ نخست آنکه از تولید در بخش کشاورزی حمایت کند و نیز محصولات استراتژیک را در بخش کشاورزی بیمه کرده و خرید آنها را تضمین کند. خرید محصولات کشاورزی می تواند به کشاورز اعتماد دهد که دولت از او حمایت می کند تا محصولاتش به صورت عادلانه به فروش برسد. دولت باید نهادهای کشاورزی را به موقع و با قیمت مناسب در اختیار کشاورز قرار دهد. دولت تا مدت ها نباید سوبسید را از بخش کشاورزی حذف کند. این سیاست ها نه فقط برای حمایت از کشاورزان بلکه درجهت امنیت غذایی نیز باید اعمال شود.

در حال حاضر در بسیاری از کشورهای دنیا به بخش کشاورزی سوبسید می دهند. حتی آمریکایی ها که این همه به اروپا برای حذف سوبسید از کشاورزی فشار وارد می کنند، خودشان به بخش کشاورزی به طرق گوناگون سوبسید می دهند، برای اینکه بتوانند تولیدات بخش کشاورزی را به عنوان یک حربه استراتژیک برای فشارسیاسی، به میزان بالایی در اختیار داشته باشند. در کشور ما حمایت از کشاورزان بسیار مهم است، زیرا هزینه تولید در کشور ما بالاست. بنابراین باید توجه بیشتری به کشاورزان شود تا انگیزه ماندن در روستا و ادامه کار در بخش کشاورزی تشویق شود. ضمنا باید صنایع تبدیلی را گسترش داد تا هم در جهت جذب محصولات کشاورزی اقدام شود وهم به ایجاد فرصت های شغلی بیشتر بینجامد. گرچه دولت دربرخی موارد اشاره شده، سیاست های مناسبی را اعلان کرده است، اما اجرا و انجام آنها نیازمند همکاری و کمک همه دستگاه هاست. کارگران نیز جز کار وامنیت شغلی چیزی نمی خواهند. گرچه مشکل مسکن برای آنها یک واقعیت است، اما با ایجاد اشتغال و امنیت شغلی نیل به آن امکان پذیر است. بنابراین روحانی باید دراولویت برنامه هایش این مطالبات کشاورزان و کارگران را در نظر گیرد. اصلاح طلبان نیز باید بر این امر تاکید داشته و پیگیر باشند.

همچنان فشارهای اقتصادی بر بخش بسیاری از مردم ایران وجود دارد. این در حالی است که آقای روحانی انتظار حمایت از مردم در انتخابات ۹۶ را دارد؛ چرا در چنین شرایطی تمهیدات کوتاه مدت در نظرگرفته نمی شود؟

روحانی هم اکنون در میان نخبگان طرفداران بسیار زیادی دارد. تقریبا اکثریت اصلاح طلبان و شاید قریب به اتفاق آنها نظرشان بر این است که از روحانی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری سال ۹۶حمایت کنند. تعداد قابل ملاحظه ای نیز در میان جناح اصولگرا روحانی را قبول دارند و از او حمایت خواهند کرد. بنابراین در رابطه با حمایت احزاب و فعالان سیاسی از روحانی نگرانی وجود ندارد. اما مساله اصلی بدنه جامعه است. بدنه جامعه متاسفانه تحقق وعده ها را از سوی روحانی از سال ۹۲ تاکنون آن طور که باید احساس نکرده است. بنابراین، این نگرانی نسبت به حمایت اقشاری از مردم از روحانی وجود دارد. زیرا ایشان نسبت به وعده های خود تعلل هایی داشته است. دولت برای تحقق وعده های خود باید اقداماتی انجام می داد که مستلزم ایجاد تغییراتی در کابینه بود، اما این اقدامات صورت نپذیرفت. بنابراین ممکن است عده ای نسبت به رای به روحانی منفعل شوند. به عبارت دیگر با ادامه این روند آرای روحانی نسبت به قبل کاهش پیدا کند. از این رو این نقد ها تا حدی درست است. در حقیقت مردم می گویند که از برجام و سیاست های اقتصادی دولت چیزی عاید ما نشد. به همین علت نگرانیم که اقشاری از جامعه انگیزه رای مجدد به روحانی را نداشته باشند. حتی اگر از اقشار متفاوت جامعه نیز بپرسیم آنها می گویند از برجام چیزی عاید ما نشده است.

تقریبا حق با آنهاست چون گرچه در خوش بینانه ترین حالت، آثار برجام در میان مدت و درازمدت قابل حصول است، اما متاسفانه شیوه تبلیغات دولت انتظار حصول کوتاه مدت را به وجود آورده است. به نظرمن روحانی نباید همه کارها را به برجام گره می زد. او باید به موازات حل مساله هسته ای درجهت استفاده ازمنابع داخلی برای تحرک بخشیدن به اقتصاد اقدام می کرد که نکرد. از آن بدتر اینکه با عدم تغییر برای اصلاح ودرجهت جبران مافات و بی توجهی به پیشنهادات حتی دوستان نزدیک مواجه شدیم که به طور طبیعی این شبهه راپیش می آورد که نکند وی انگیزه برای کاندیداشدن در سال آینده را ندارد.

یعنی شما تصور می کنید به خاطر فشارهایی که بر روحانی وجود دارد او دیگر انگیزه ای برای دوردوم ندارد؟

بله، فشار ها بی تاثیر نیست. چون فشا هایی که بر آقای روحانی وارد می شود، بی سابقه است. البته معمولا باید فشارها شخص را مقاوم تر کند، ولی به هر حال وقتی عملکرد آقای روحانی و کم توجهی او را نسبت به برخی از امور می بینم به این نتیجه می رسم که شاید دیگر او انگیزه ای برای کاندیدا شدن مجدد ندارد. زیرا اگر فردی انگیزه قوی برای ادامه حضور در صحنه را داشته باشد، نسبت به انتقادات دلسوزانه حساس تر عمل می کند و با نگاهی تیزبینانه تر مسائل و انتقادها را مورد حلاجی قرار می دهد، اما متاسفانه این کار تاکنون در حد انتظار انجام نشده است. به همین دلیل ما نگران اقشاری از جامعه هستیم که باتوجه به برخی از عملکردها، انگیزه رای مجدد به آقای روحانی را از دست بدهند. بنابراین دکترروحانی باید بیش از پیش دنبال تحقق و اجرای شعارهایی که به مردم وعده داده بودند، باشد.

در این صورت مردم نسبت به رای مجدد به آقای روحانی ترغیب می شوند و ایشان می تواند نتیجه انتخابات ۹۶ را به نفع خود رقم بزند، در غیر این صورت نگرانی نسبت به آینده رای روحانی همچنان وجود دارد. البته این انتقاد ها به آقای روحانی چیزی از اهمیت کارهای ارزنده اش نمی کاهد. کارهایی که به درستی و موشکافانه آن طورکه باید انعکاس پیدا نکرده است. حل مساله هسته ای، ایجاد آرامش درعرصه اقتصادی، ایجاد مناسبات گسترده با کشورهای مختلف، تسهیل نسبی فعالیت های سیاسی و فضای مناسب تر آن نسبت به گذشته از این قبیل اقدامات بسیارمثبت ایشان است.

آقای روحانی در شروع کار دولت یازدهم در رابطه با مساله رفع حصر بسیار جدی بود. چرا این وعده عملیاتی نشد؟

رئیس جمهور به عنوان یک شخصیت سیاسی نباید وعده هایی بدهد که در حیطه اختیارش نیست. آقای روحانی قاعدتا می دانست مساله رفع حصر در حیطه اختیارات رئیس جمهور نیست. اما در ظاهر امر او بسیار نسبت به حل این مساله خوشبین بود و تصور می کرد به عنوان شخص دوم کشور می تواند موضوع را حل کند، به همین دلیل معتقدم که وی تلاش خود را کرده است. اما تلاش رئیس جمهور به نتیجه مطلوب نرسید. به هر رو در این زمینه و همچنین درباره ممنوع التصویری، رئیس جمهور و نیز سایر مسئولان باز هم باید در حد توان خود، برای حل این مسائل تلاش کنند.

آقای روحانی به علت حمایت اصلاحات از وی در سال ۹۲ به پاستور راه یافت، بنابراین این انتظار از سوی اصلاحات وجود دارد که رئیس جمهور بهای بیشتری به این جریان دهد. اکنون چه تضمینی وجود دارد که در برابر حمایت این جریان و پیروزی ایشان در سال ۹۶ مطالبات اصلاحات محقق شود؟

حمایت سرنوشت سازاصلاح طلبان از روحانی در انتخابات ۹۲ به هیچ رو قابل انکار نیست. اگر این حمایت نبود بی تردید روحانی موفق به کسب جایگاه ریاست جمهوری نمی شد، اما اصلاح طلبان مطالبات خود را در حدی تنظیم کردند که شرایط اقتضا می کرد. این جریان در طی این چهار سال هیچ فشاری به آقای روحانی وارد نکردند تا مناصبی را در اختیار اصلاح طلبان قرار دهد، چراکه اصلاح طلبان به دنبال هدف دیگری بودند وآن حذف افراطی گری بود. در این زمینه، هم درانتخابات ریاست جمهوری سال۱۳۹۲ و هم در انتخابات ۱۳۹۴ مجلس، آنها به نتیجه مطلوب رسیدند.

بنابراین بیش از این به دنبال مطالبات خاصی نبودند. در انتخابات آینده هم به این ترتیب خواهد بود. علت حمایت اصلاحات از آقای روحانی حتی در انتخابات آینده به این خاطر است که وی یک اصولگرای معتدل است. در حقیقت اصلاح طلبان از اعتدال حمایت می کنند تا جامعه یک فضای سازنده ای به خود بگیرد. چراکه تنها در فضای سازنده و غیرافراطی تحقق بسیاری از مطالبات امکان پذیر است. بنابراین اصلاح طلبان بدین دلیل حمایت نمی کنند که فقط منافع خاص این جریان جامه عمل بپوشد، بلکه اصلاح طلبان از آقای روحانی به عنوان یک عنصر معتدل حمایت می کنند که برنامه های مطلوبی که پیش از این اعلام کرده است به مرحله اجرا در آورد. اکنون این برنامه می تواند توسط هر دو جریان اصلاح طلب و اعتدالگرا تحقق پیدا کند.

امروز این مساله مطرح است که اصلاح طلبان باید به دنبال کاندیدای دیگری نیز باشند، به نظر شما معرفی نامزد دیگر به عنوان نامزد پوششی ضرورت دارد؟

احتمال رد صلاحیت روحانی بسیار ضعیف است، اما در همه کشورهای دنیا معرفی یک نامزد دیگر در کنار نامزد اصلی امری متداول و عادی است، زیرا معرفی نامزد دیگر برای پیشامد های غیرمنتظره از سوی جریان های حزبی صورت می گیرد تا احزاب به یک باره با دست خالی مواجه نشوند. در ایران نیز در دوره های گذشته نامزدهای دیگری برای احتیاط از سوی جناح ها در نظر گرفته می شد. بدین ترتیب که کاندیدای فرعی تا آستانه انتخابات در صحنه حضور دارد و در روزهای آخر تبلیغات انتخابات به نفع کاندیدای اصلی کناره گیری می کند. برای انتخابات آینده هم ممکن است چنین اتفاقی بیفتد. به هر صورت این مساله در اصل جریان تغییری به وجود نمی آورد، زیرا کاندیدای اصلی اصلاح طلبان آقای روحانی است، اگرچه هنوز به صورت رسمی هم اعلام نشده است. اما اینکه دو کاندیدا از سوی اصلاح طلبان معرفی شود تا بعد از رقابت بین خود، در نهایت احزاب اصلاح طلب یکی از آنها را انتخاب کند هرگز اتفاق نمی افتد.

تصور می کنید کاندیدای فرعی چه کسی باشد؟

کاندیدای فرعی بعید است که به عنوان منتخب مجموعه مطرح شود. لذا ممکن است جزو کسانی باشد که صرفا با مشورت ثبت نام می کنند. به همین علت به هیچ رو مهم نیست که چه کسی باشد بلکه تنها برای احتیاط مطرح می شود. البته در برخی از مواقع هدف از معرفی کاندیدای فرعی به خاطر کادر سازی است. یک جناح فردی را به عنوان کاندیدای اصلی و دیگری را نیز به عنوان کاندیدای فرعی معرفی می کند. در این وضعیت کاندیدای فرعی صرفا برای ارتقای پتانسیل، مورد توجه واقع می شود.

منبع : برترینهاسلامتی: نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند | فردا نیوز vista.ir/cdn/32125552 سلامتی: نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند ... برای بررسی این موارد گفت‌وگوي «آرمان امروز» با محمد سلامتي فعال سياسي اصلاح‌طلب را در ادامه مي‌خوانيد. ... بنابراين درصورتي كه يك جريان سياسي مطالبات همه اقشار را در برنامه خود لحاظ كند ... سلامتی: نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند vagnews.ir/news/113168 سلامتی: نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند ... بنابراين درصورتي كه يك جريان سياسي مطالبات همه اقشار را در برنامه خود لحاظ كند با تضاد در برنامه مواجه نخواهد شد. .... اكنون اين برنامه مي‌تواند توسط هر دو جريان اصلاح‌طلب و اعتدالگرا تحقق پيدا كند. امروز اين ... سلامتی: نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند - نشرنامه www.nashrname.ir/.../detail?...نگرانیم+مردم...روحانی+... سلامتی: نگرانیم مردم از روحانی ناامید شوند ... برای بررسی این موارد گفت‌وگوي «آرمان امروز» با محمد سلامتي فعال سياسي اصلاح‌طلب را در ادامه مي‌خوانيد. ... بنابراين درصورتي كه يك جريان سياسي مطالبات همه اقشار را در برنامه خود لحاظ كند ...
برچست ها :
دسته : سیاسی

مطالب مشابه
Related Links

مطالب تصادفی
Random Links

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد : کد امنیتی رفرش
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد