انقلاب در فوتبال آلمان یا نابودی فرهنگ مقدس (2)

تاریخ انتشار پست : 1395-12-7 دسته : ورزشی

رازن بال اشپورت لایپزیگ یا به اختصار آر بی لایپزیگ بدون شک در فصل جاری نگاه ها را در فوتبال اروپا و آلمان به خود جلب کرده است. این باشگاه تازه تاسیس در شرق آلمان، از جنس دیگر باشگاه های آلمان نیست و مسائل مالی، نوع مدیریت و نحوه تاسیس باشگاه چیزی است که هواداران سایر تیم های بوندس لیگا به آسانی با آن کنار نیامده اند و نخواهند آمد. در این مقاله طولانی و چند قسمتی که از نشریه Vavel آلمان برگرفته شده (ترجمه آزاد)، چگونگی تاسیس باشگاه لایپزیگ، نحوه رشد آن ها و دیگر مسائل بررسی خواهند شد.



وبسایت نود: رازن بال اشپورت لایپزیگ یا به اختصار آر بی لایپزیگ بدون شک در فصل جاری نگاه ها را در فوتبال اروپا و آلمان به خود جلب کرده است. این باشگاه تازه تاسیس در شرق آلمان، از جنس دیگر باشگاه های آلمان نیست و مسائل مالی، نوع مدیریت و نحوه تاسیس باشگاه چیزی است که هواداران سایر تیم های بوندس لیگا به آسانی با آن کنار نیامده اند و نخواهند آمد. در این مقاله طولانی و چند قسمتی که از نشریه Vavel آلمان برگرفته شده (ترجمه آزاد)، چگونگی تاسیس باشگاه لایپزیگ، نحوه رشد آن ها و دیگر مسائل بررسی خواهند شد.

در قسمت اول این مقاله درباره نحوه شکل گیری باشگاه لایپزیگ و صعود این تیم از پائین ترین سطوح فوتبال آلمان تا رسیدن به بوندس لیگا ۲ صحبت شد. اکنون در قمست دوم درباره مسائل حاشیه ای و بحث های پیرامونی این باشگاه صحبت خواهد شد.

رفتن زورنینگر و کامل کردن کار توسط رانگنیک

در زمین بازی و در بازار نقل و انتقالات همه چیز بی سر و صدا پیش می رفت. لایپزیگ در صعود به بوندس لیگا در نخستین فصل حضورش در بوندس لیگا ۲ ناکام ماند. در فصل ۲۰۱۴/۱۵ آن ها در رده پنجم کار را به اتمام رساند. در آن فصل اینگولشتات با اقتدار قهرمان بوندس لیگا ۲ شد و برای نخستین بار جواز حضور در بوندس لیگا را کسب کرد و دارمشتات هم به عنوان تیم دوم بعد از مدت ها جواز حضور در بوندس لیگا را کسب کرد.

در میانه های فصل آلکساندر زورنینگر در اخراجی پر جر بحث و کنار گذاشته شد و آخیم بایرلوتزر به صورت موقت تا پایان فصل هدایت تیم را برعهده گرفت، مردی که از انتظارات فراتر عمل نکرد. موفقیت اصلی آن فصل لایپزیگ در نقل و انتقالات رقم خورد. بنا به رابطه نزدیک و خواهر خواندگی با باشگاه سالزبورگ، چهار بازیکن از این باشگاه به لایپزیگ پیوستند و همچنین بازیکنانی نظیر امیل فورسبرگ، لوکاس کلوسترمان، عمر دماری، ماسیمو برونو و مارسل زابیتسر خریداری شدند. در آن فصل کل تیم های حاضر در بوندس لیگا ۲ نصف هزینه لایپزیگ در نقل و انتقالات را داشتند.

در فصل پس تمامی اتفاقات باب میل لایپزیگ رخ داد و آن ها توانستند در دومین فصل حضورشان در بوندس لیگا ۲، جواز صعود به سطح اول فوتبال آلمان را کسب کنند. در آن فصل آن ها بیش از نیمی از فصل در صدر جدول قرار داشتند و با فاصله از آن ها بوخوم و فرایبورگ قرار داشتند اما در ادامه این فرایبورگ بود که با عملکرد مقتدرانه اش با قهرمانی لیگ را به پایان رساند و لایپزیگ با قرار گرفتن در رده دوم چند هفته قبل از پایان رقابت ها، صعودش به بوندس لیگا مسجل شد. رانگنیک در آن فصل بنا به خواست ماتشیتس در کنار پست مدیریت ورزشی، به صورت موقت سرمربی تیم اصلی نیز شده بود و این در حالی بود که این دو نفر روی توماس توخل به عنوان سرمربی آینده تیم نظر داشتند.

رویا سرانجام به واقعیت بدل شد آن هم فقط در طول هفت سال. برای هر باشگاه دیگری این امر یک معجزه تلقی می شود، اما آن ها در تابستان ۲۰۱۵ دوباره رکورد نقل و انتقالات بوندس لیگا دو را با جذب دیوی زلکه جا به جا کردند. پیتر گولاشی و اشتفان ایلساکنر از سالزبورگ به تیم اضافه شدند و همچنین آنتیک نوکان، مارسل هالستنبرگ و ویلی اوربان سه مدافع جوان و آینده دار هم با این باشگاه قرارداد امضا کردند. جذب این بازیکن ها در مجموع برای باشگاه بیش از ۲۰ میلیون پوند هزینه دربر داشت.

انقلاب در فوتبال آلمان یا نابودی فرهنگ مقدس (2)


مقایسه هزینه های لایپزیگ و دیگر تیم های بوندس لیگا ۲ در فصل گذشته

سالزبورگ روز خوش ندارد

با انتصاب رالف هازن هوتل به عنوان سرمربی جدید، رالف رانگنیک به صورت کامل در پست قبلی اش مشغول به کار شد و همه چیز روی غلتک افتاد. تابستان گذشته لایپزیگ در نقل و انتقالات حضوری فعال داشت و بنو اشمیتس، برناردو و نبی کیتا از سالزبورگ به این تیم پیوستند، انتقال هایی که باعث شدند اسکار گارسیا سرمربی سالزبورگ بابت آنچه بر او و تیمش رفته در کنفرانس خبری گریه کند.

این موضوع در فوتبال امری عادی تلقی می شود خصوصا زمانی که تیمی در لیگی معتبرتر حضور داشته باشد، شانس بیشتری برای جذب بازیکنان مد نظر دارد اما با در نظر گرفتن اینکه طی ۳ سال حدود یک جین بازیکن از سالزبورگ جدا شده و به لایپزیگ پیوسته اند باید به گارسیا حق داد. در ادامه سالزبورگ مارتین هینترگر را هم از دست داد (آگسبورگ) و در ژانویه هم دیگر ستاره جوان سالزبورگ (دایوت اوپامکانو) نیز به لایپزیگ پیوست.

مارتین هینترگر که هم اکنون در آگسبورگ بازی می کند می گوید به خاطر احترام به هواداران سالزبورگ حاضر نشده تا پیشنهاد لایپزیگ را بپذیرد.

همه چیز از لایپزیگ کنترل می شود (امورات باشگاه سالزبورگ)، چیزی که من را خیلی ناراحت می کند. رالف رانگنیک هنوز در سالزبورگ دخالت می کند و حرفش شنونده دارد. او اینجا بنیان گذار خیلی از چیزها بوده اما هنوز او باید اجازه انجام خیلی از کارها را صادر کند.

همانند بسیاری از هوادارن فوتبال در سراسر آلمان و اتریش، این مدافع ۲۳ ساله هم معتقد است که حالت از دست مسئولان سالزبورگ خارج شده و آن ها عملا به تیم سایه لایپزیگ تبدیل شده اند.

ردبول سالزبورگ مسیر خود را انتخاب کرده و می خواهد تیم پرورش دهنده لایپزیگ باشد، من فکر می کنم نیازی نیست که من بیشتر اینجا بمانم.

اسکار گارسیا از این بابت بسیار داغ دارتر به نظر می رسد و می گوید:

در حال حاضر سالزبورگ و باشگاه لایفرینگ اتریش (Farm team For Salzburg) تبدیل به تیم های مزرعه ای برای لایپزیگ شده اند (دقیقا مثلا شرایطی که باشگاه لایفرینگ برای سالزبورگ). باشگاه به کلی اهداف ما را عوض کرده است و اکنون ما یک باشگاه تمرینی محسوب می شویم.*

همچنین کریستوفر فرویند مدیر ورزشی باشگاه سالزبورگ درباره حالت باشگاه گفت:

لازم نیست که ما دیگر قهرمان اتریش شویم.

چنین تاثیر یک باشگاه بر یک باشگاه دیگر به راستی حیرت انگیز است. این شرایط را تاحد کمی می توان به رابطه دو باشگاه چلسی و ویتسه آرنهم هلند شبیه دانست. بسیاری از بازیکنان جوان چلسی که فرصت بازی در این تیم به دست نمی آوردند به ویسته می پیوندند آن هم بدون رد و بدل شدن هیچ حق انتقالی بین دو باشگاه.

انقلاب در فوتبال آلمان یا نابودی فرهنگ مقدس (2)


قصه و داستان، چه قصه و داستانی؟

فصل جاری برای لایپزیگ چیزی کمتر از یک داستان و قصه نبوده است. اما نه اصلا یک قصه نیست، چون تمام صحبت رسانه ها حول یک تیم می چرخد، تیمی که در سه سال گذشته هزینه خالصش از بایرن مونیخ بیشتر بوده است. این پوشش رسانه ای به شدت مثبت بوده و خسته کننده به نظر می رسد.

در این حال هیچ صحبتی از قانون ۵۰ ۱ مطرح نمی شود و همچنین حمایت هایی که لایپزیگ دریافت می کند. این یک واقعیت بزرگ است که لایپزیگ با نقل قول هایی همانند "آن ها لیگ را رقابتی تر کرده اند" و "آن ها فوتبالی عالی بازی می کنند و تیمی جوان دارند، یک راه گریز بزرگ برای نحوه پیشبرد اهداف ردبول درست کرده است.

حتما کار رسانه ها نشان دادن هر دو طرف یک بحث است، اما در عوض سنت گرایان (رسانه های سنتی) می خواهند برای همیشه شرق آلمان را راکد و عقب مانده در فوتبال نشان دهند. اگر این گونه نیست بعد معیارهایی دوگانه در جریان هستند. چرا این سنت گرایان فقط لایپزیگ را نقد می کنند، چرا بایر لورکوزن، وولفسبورگ، هوفنهایم و اینگولشتات نقد نمی شوند؟ آن ها خود را با کارل-زایز ینا و دیگر باشگاه ها که مبالغ زیادی پول نقد (تزریق پول به باشگاه از منابع مالی مشخص شده) دریافت می کنند مشکل ندارند؟

بایرن مونیخ و دورتموند دو قدرت اصلی بوندس لیگا هم در حال حاضر شرکای تجاری بزرگی را در کنار خود می بینند، کمپانی هایی که درصدی از سهام باشگاه را در اختیار گرفته اند و می توانند از این راه پول به باشگاه تزریق کنند، بعد نمی توان گفت بحث خاتمه یافته است. اینجا نقطه اعتدال است، اما باشگاهی نظیر بایرن مونیخ از این حالت برای انجام بازی های خیریه و بازی با باشگاه های ورشکسته و در معرض انحلال استفاده می کند. آیا این همان راهی است که برای ورود سرمایه به بوندس لیگا تعیین شده بود؟ حتی زمانی که شماری از هواداران درباره لایپزیگ ابراز نگرانی می کنند آن ها قادر نیستند تا یک علت معنی دار برای نا امیدی و نگرانی خود بیان کنند.

حرف ها و صحبت های اولی هوینس درباره قانون ۵۰ ۱ نه تنها نگران کننده است بلکه به نظرمی رسد که میخ آخر بر تابوت این بحث در فوتبال آلمان باشد. بایرن مونیخ تهدید کرده است که در صورتی که رقابت های لیگ قهرمانان دچار تغییرات نشود و باشگاه ها از آن منفعت بیشتری کسب نکنند در کنار سایر باشگاه بزرگ ، سوپر لیگ اروپا را راه اندازی کند. در حال حاضر یوفا برای راضی نگه داشتن کارل هاینتس رومنیگه (رئیس اتحادیه باشگاه های اروپا) و دیگر باشگاه های بزرگ به آن ها قول داده که در سالیان آتی سهمیه کشورهای انگلیس، اسپانیا، آلمان و ایتالیا ۴ تیم ثابت خواهد شد.

هوینس در گفتگو با بیلد درباره قانون ۵۰ ۱ گفت:

من کاملا مخالف کنار زدن قانون ۵۰ ۱ هستم، این بحث ها باید بلاخره متوقف شوند چون ما چیزی را تغییر نمی دهیم.

این صحبت ها از سوی مسئول باشگاهی مطرح شده که ستون فقرات بوندس لیگا محسوب می شود. در کل می توان گفت فوتبال آلمان در حال تغییر است و به وضوح می توان آن را مشاهده کرد. هم اکنون رقابت های بوندس لیگا ۲ با حضور تیم هایی همچون اشتوتگارت، هانوفر و صعود دینامو درسدن بسیار جالب تر شده و نسبت به سالیان گذشته از اهمیت و اعتبار بیشتر برخوردار است. اما باید منتظر ماند و دید که فوتبال در حال رشد، باکیفیت و شفاف آلمان هنوز با این موانع برای سرمایه گذاران جالب خواهد بود یا نه.

دیدگاه های منفی و نگرانی هایی که درباره لایپزیگ وجود دارد همه صحیح نیستند. راهی که این باشگاه در پیش گرفته است، مطابق سلیقه تمامی هواداران فوتبال آلمان نیست، اما باید توجه کرد که با دقت و برنامه ریزی بالا در حال حرکت هستند و قابل احترامند. همه چیز یکپارچه به نظر می رسد، حتی با تغییر سرمربی، همه چیز روال عادی خود را بدون تغییر طی می کند.

ترکیب این عوامل باعث شده تا آن ها زیر نظر هازل هوتل فوتبالی جالب ارائه کنند، سیستم حقوقی منظمی پیاده کرده اند و بازیکنان جوان با استعداد زیادی را برای تیم اصلی و تیم های آکادمی جذب کرده اند. عملکرد آن ها به گونه ای خوب بوده که مورد تحسین همگان قرار گرفته اند. اگر چه آن ها در بازی پایانی سال ۲۰۱۶ مغلوب بایرن مونیخ شدند و صدر جدول را از دست دادند اما کماکان به تعقیب این تیم ادامه می دهند و می خواهند بعد از کایزرسلاوترن در ۱۹۹۷-۹۸ تبدیل به دومین تیمی شوند که بعد از صعود به بوندس لیگا ۱، بلافاصله قهرمان این لیگ می شوند. کایزرسلاوترن در آن سال بازیکنانی چون اولاف مارشال، میشائیل بالاک، آندریاس برمه و آندریاس رینکه را در ترکیب داشت، بازیکنان نامداری که افسانه کایزرسلاوترن را رقم زدند.

انقلاب در فوتبال آلمان یا نابودی فرهنگ مقدس (2)


*Farm Team یا باشگاه های مزرعه ای به باشگاه هایی گفته می شود که وظیفه پرورش بازیکنان جوان و آماده کردن آن ها برای بازی در سطوح بالاتر را مهیا می کنند. باشگاه لاینفرینگ اتریش هم اکنون به عنوان باشگاه مزرعه ای برای سالزبورگ کار می کند و بستری برای بازیکنان جوان این تیم فراهم کرده است.

 منتظر قسمت های باقیمانده این مقاله باشید

منبع : برترینها

مطالب مشابه

مطالب تصادفی

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد : کد امنیتی رفرش
متن دیدگاه :