طاها پخش

آخرین اخبار حوادث > چه کسی مرد یهودی را کشت؟

چه کسی مرد یهودی را کشت؟


تاریخ انتشار پست : 1395-12-10 بازدید : 1

پسران جوانی که متهم هستند برای سرقت وارد خانه مردی شده و اموالش را دزدیده اند و خانه اش را فروخته اند، منکر اتهامات خود شدند.



روزنامه شرق: پسران جوانی که متهم هستند برای سرقت وارد خانه مردی شده و اموالش را دزدیده اند و خانه اش را فروخته اند، منکر اتهامات خود شدند.

چند سال قبل دختری جوان به مأموران پلیس مراجعه کرد و داستان عجیبی از گم شدن عمویش برای مأموران گفت. این دختر جوان که دانشجوی دوره دکترا در یکی از شهرستان ها بود، گفت: عمویم تنها زندگی می کرد و تنها کسی که به او سر می زد من بودم، من هم که دانشگاه می رفتم و خیلی نمی توانستم او را ببینم، اما مرتب با او تماس می گرفتم تا اینکه یک روز تلفن کردم و عمویم جواب نداد، پس از چند روز دوباره زنگ زدم و باز هم جواب نداد. عمویم عادت نداشت از من بی خبر بماند.

به خاطر اینکه چندروزی کار داشتم و نمی توانستم به سراغش بروم. مدتی طول کشید تا به تهران برگردم. وقتی که آمدم، زنگ در خانه را زدم و خانمی در را باز کرد و گفت این خانه را خریداری کرده است و حتی گفت که عمویم این خانه را به او فروخته است. وقتی سند را به من نشان داد، دیدم کاملا درست است، اما از عمویم همچنان خبری نبود. تصمیم گرفتم موضوع را پیگیری کنم و سرنخی از عمویم پیدا کنم.

یک وکیل گرفتم و تاریخ چک هایی را که برای خانه داده بودند از طریق دادسرا پیگیری کردم. همه چیز درست بود، حتی به سراغ محضر داری رفتم که گفته می شد در آنجا سند خانه منتقل شده است، دوربین مداربسته را چک کردیم. بار اول که فیلم را دیدم، مطمئن شدم عمویم خودش این کار را کرده است، اما بار دوم متوجه شدم اشتباه کرده ام. مردی که به عنوان عموی من به محضر رفته است او نیست و فردی قلابی است، به همین خاطر هم شکایتی را مطرح کردم.

با توجه به طرح این شکایت و ردیابی هایی که مأموران انجام دادند، پلیس از طریق چک هایی که صاحب جدید خانه به عموی قلابی داده بود موفق شد فردی را که طراح اصلی این نقشه بوده است شناسایی کند. بررسی ها نشان داد این فرد همسایه مرد گمشده است و بنابراین او بازداشت شد. با بازداشت این مرد، همدستان او هم دستگیر شده و تحقیقات از آنها شروع شد. هرچند هیچ کدام از متهمان به قتل اعتراف نکردند، اما همگی پذیرفتند که در سرقت نقش داشته اند.

این در حالی بود که همچنان هیچ جسدی از مرد گمشده پیدا نشده است.

با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. روز گذشته پس از اینکه کیفرخواست علیه متهمان خوانده شد، وکیل اولیای دم در جایگاه حاضر شد و درخواست صدور حکم مجازات برای متهمان کرد. وکیل اولیای دم گفت: آنچه از پرونده برمی آید، این است که  پسر جوانی به دوستانش اطلاع داده در همسایگی آنها مردی یهودی زندگی می کند و اموال و دارایی زیادی دارد. دوستان این جوان نیز به خانه آن مرد رفته و پس از اینکه دست و پایش را بسته اند اموالش را به سرقت برده اند. آنها سبعد به خانه برگشته و مرد را کشته و سند خانه اش را به سرقت برده اند.

هرچند متهمان مدعی هستند قتلی اتفاق نیفتاده و مقتول به مرگ طبیعی مرده است، اما اگر این طور است دلیلی برای اینکه جسد از بین برده شود وجود ندارد. ضمن اینکه باید بگویم مقتول مردی یهودی بوده و تقریبا همگان می دانند که یهودیان به صورت سنتی عادت دارند اموالشان را در خانه نگهداری می کنند. نزدیک به یک میلیارد تومان از اموال این مرد به سرقت رفته و خانه اش هم فروخته شده که ما در مورد اموال هیچ سندی نداریم، اما موکلان من اطمینان دارند اشیای قیمتی مقتول به سرقت رفته است.

سبعد جوانی به نام آرش، متهم ردیف اول پرونده، در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل عمدی را رد کرد و درباره اینکه چطور این اتفاق افتاده، گفت: مدتی قبل از ماجرا سعید به ما گفت مردی یهودی در همسایگی آنها زندگی می کند که ثروتمند است و البته همیشه هم تنهاست. من و سه نفر از دوستانم هم قبول کردیم که به خانه مرد یهودی برویم و سرقت کنیم. وقتی ما وارد خانه شدیم، او هم بود، پاهایش را بستیم و او را به گوشه ای از خانه بردیم، پس چند شیء قیمتی و مقداری پول را که به صد میلیون هم نمی رسید سرقت کردیم. وقتی داشتیم از خانه بیرون می آمدیم، مرد یهودی به ما گفت که پایش قبلا شکسته و به شدت درد می کند و از ما خواست که طناب دور پایش را شل کنیم، ما هم این کار را کردیم و پس از خانه خارج شدیم. دست های مرد باز بود و خودش هم می توانست طناب را باز و حتی دنبال ما بیاید، اما این کار را نکرد.

یک هفته که از موضوع گذشته بود، سعید دوباره گفت که از خانه مرد یهودی بوی تعفن می آید و همسایه ها شاکی هستند. از ما خواست که به خانه برویم و دوباره ببینیم چه اتفاقی افتاده است. من هم قبول کردم. با دوستانم به خانه رفتم و دیدم که مرد یهودی درحالی که پتوی روی بدنش افتاده جانش را از دست داده و جسدش در حال ازبین رفتن است. سعید به ما گفت که جسد را از خانه خارج کنیم و پس سند خانه را هم برداشتیم و آمدیم.

ما جسد را به بیابان های اطراف تهران بردیم و در آنجا رها کردیم. جسد پیدا نشد، اما ما هیچ قتلی انجام ندادیم و نمی دانیم چه کسی او را کشته است.  پس از این موضوع، سعید با کمک شخصی دیگر خانه را فروخته بود. او مرد کارگری را استخدام کرده و به او مبلغی پول داده و پس به جای مرد یهودی به محضر برده بود تا او به جای مرد یهودی امضا کند، پس هم چک ها را گرفته بود که ما دیگر از موضوع خبر نداریم.

پس از اینکه متهمان دیگر یک به یک صحبت کردند، نوبت به مردی رسید که به جای مرد یهودی به محضر رفته بود. او گفت: من یک کارگر هستم. سعید به من گفت صاحب خانه در خارج از کشور زندگی می کند و بیمار است و به پول خانه اش احتیاج دارد، اگر تو کمک کنی خانه اش را بفروشیم، به تو چهار میلیون تومان می دهم. من هم که فکر می کردم دارم کار خیر انجام می دهم، به محضر رفتم و به جای او امضا کردم و دو میلیون گرفتم و دو میلیون دیگر را بعد دادم چون واقعا به خاطر کار خیرش این کار را انجام دادم.

پس از گفته های متهمان، هیئت قضائی برای تصمیم گیری در این باره وارد شور شدند.

منبع : برترینها
برچست ها :
دسته : آخرین اخبار حوادث

مطالب مشابه
Related Links

مطالب تصادفی
Random Links

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد : کد امنیتی رفرش
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد