ادعا دارم که بازیگری را خوب بلدم! | حبیب رضایی

تاریخ انتشار پست : 1395-9-20 دسته : فرهنگی و هنری

حبیب رضایی در گفت و گو با فریدون جیرانی در برنامه 35 به نکات جالبی در مورد روند بازیگر شدنش در سینما اشاره می کند. او می گوید برای بازی در فیلم «آژانس شیشه ای» آتیلا پسیانی او را به ابراهیم حاتمی کیا معرفی کرد.


وب سایت آی سینما: حبیب رضایی در گفت و گو با فریدون جیرانی در برنامه 35 به نکات جالبی در مورد روند بازیگر شدنش در سینما اشاره می کند. او می گوید برای بازی در فیلم «آژانس شیشه ای» آتیلا پسیانی او را به ابراهیم حاتمی کیا معرفی کرد. بازیگر «بی پولی» که سابقه تدریس در آموزشگاه های بازیگری را دارد، می گوید از دو چیز مطمئن است که یکی از آنها توانایی بازیگری ست.

حبیب رضایی علاقه اش را به سینما را حاصل یک روند طولانی مدت می داند و فیلمی را به خاطر نمی آورد که با دیدن آن جرقه اصلی اش به سینما زده شده باشد. او می گوید در ابتدا نه با بازی در تئاترهای مدرسه ای بلکه با نوشتن یک سری متن هایی که در آن بین افراد دیالوگ هایی برای گفتن وجود داشته و در تئاترهای دبیرستانی استفاده می شده کارش را شروع کرده و پس که در سال 1367 برای تحصیل در رشته مدیریت بیمارستان به دانشگاه علوم پزشکی دانشگاه تهران می رود یک روز متوجه می شود در جهاد دانشگاهی این دانشگاه صحبت از برقراری کلاس هایی برای آشنایی بیشتر دانشجویان با سینما و تئاتر است.

حبیب رضایی: ادعا دارم که بازیگری را خوب بلدم!

حبیب رضایی, سینمای ایران, بازیگران ایرانی

به گفته رضایی یکی از مهم ترین افرادی که آن زمان برای آشنا کردن دانشجویان با تئاتر در این کلاس های ورک شاپ حضور پیدا می کرده آتیلا پسیانی بوده که رضایی او را فرد تاثیر گذاری در برخی مقاطع مهم زندگی اش می داند. بعد از آن او تا سال 71 که به خدمت سربازی می رود جسته گریخته در کنار برخی گروه های تئاتری که به شکل آزاد کار می کند تا اینکه درسال 73 نخستین بازی های خود را در یک سری تئاترهای دانشجویی کاملا آماتور انجام می دهد. نخستین تجربه او که یک بازخوانی از «قلعه حیوانات» جرج اورول بوده تنها پنج روز اجرا شد و هر بار تماشاگرانش کمتر از تعداد بازیگرانش بودند.

رضایی به گفته خودش در سال 74 با ورود به آموزشگاه بازیگری امین تارخ حضورش در این عرصه را جدی کرد، جذاب است که او در تست اول تایید برای حضور در کلاس های بازیگری امین تارخ پذیرفته نمی شود: «قرار بود ما متنی از آقای داریوش ارجمند که درباره کویر بود را حفظ و اجرا کنیم، روز تست هر کسی را به اتاقی راهنمایی می کردند من هم به اتاقی رفتم که خود آقای ارجمند و مرحوم مهدی فتحی حضور داشتند، وقتی وارد اتاق شدم آن ها مشغول صحبت با یکدیگر بودند و دیدم که اصلا به من توجهی ندارند، یکی دو جمله از متن را خواندم و باز هم دیدم توجهی نمی کنند، پس کمی صدایم را بلندتر کردم که آقای ارجمند چشم غره ای رفتند و دیگر چیزی نگفتم، مرحوم فتحی هم فقط از من پرسیدند نامت چیست پس دوباره به صحبت آقای ارجمند پرداختند.»

رضایی می گوید وقتی این بی توجهی را می بیند کم کم همه آن چیزهایی که برای اجرای متن با خودش تمرین کرده بود از یادش می رود، پس از آن حالت حالش گرفته می شود و کمی به او بر می خورد و چند لحظه پس در اتاق را باز می کند و می رود. البته او می گوید بعدها به این موضوع فکر کردم که شاید این بخشی از تست بازیگری اش بوده فقط آنقدر این تست این هوشمندانه بوده که او نمی دانسته در آن لحظه باید چه کار کند و طبیعتا در تست هم رد می شود.

او بعد از این اتفاق آنقدر به آموزشگاه زنگ می زند که  بالاخره یک هفته مانده به شروع کلاس ها از امین تارخ وقت می گیرد. وقتی پیش او می رود ماجرا را برایش تعریف می کند و تارخ به او یک فرصت دیگر می دهد که این بار مقابل مسعود کرامتی تست دهد. رضایی در تست دوم قبول می شود اما امین تارخ به او می گوید او خارج از ظرفیت به کلاس ها اضافه شده و اگر در کلاسی جا نباشد او نخستین نفری خواهد بود که از کلاس بیرون گذاشته می شود که رضایی که این شرط را می پذیرد. او می گوید در ماه های ابتدایی آدم منزوی ای بوده و طول کشیده تا یخ اش با سایر همکلاسانش آب بشود و بتواند با آنها اتودهای بازیگری را تمرین کند.

رضایی در ادامه می گوید پس از اتودهایی که او سر کلاس های بازیگری با سایر همکلاسان خود می زد، امین تارخ برای دوره دوم کلاس های بازیگری اش به عنوان استادیار در کنار امین تارخ و مسعود کرامتی سر کلاس ها حاضر می شد.

رضایی درباره پیشنهادهایی که در آن زمان برای بازیگری به او می شد، گفت: «در آن زمان تنها پیشنهادی که وجود داشت سریال «سرنخ» آقای کیومرث پور احمد بود که من آن نقشی که قرار بود به من بدهند را دوست نداشتم و آن موقع چون چیزهای به نام مو روی سرم بود و برای بازی در آن نقش وجود مو داشتن مسئله مهمی بود، رفتم سرم را تراشیدم تا در آن نقش بازی نکنم، چون خیلی دوست نداشتم با آن نقش وارد دنیای بازیگری شوم.»

بازیگر «آژانس شیشه ای» در مورد بازی در سریال «خانه سبز» می گوید: «زمانی که من سر کلاس ها به عنوان استاد یار ظاهر می شدم و تمرین می کردم با خودم گفتم من چقدر این کار را بلد هستم و همان زمان مصادف شد با ورود زنده یاد مسعود رسام و بیژن بیرنگ به آموزشگاه برای انتخاب بازیگر در سریال «خانه سبز» که در سال 75 بود و آقایان رسام و بیرنگ گفتند که من را برای نقش محمد «خانه سبز» انتخاب کردند که من از این اتفاق بسیار هیجان زده شدم، زیرا آن زمان تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت «خانه سبز» هم بزرگترین و پرمخاطب ترین سریال تلویزیون به حساب می آمد. من فیلمنامه «خانه سبز» که «مهمان سبز» نام داشت را دارم که روی آن نوشته بود قسمتی که قرار بود من در آن بازی کنم به علت کمبود بودجه، آخرین قسمت از «خانه سبز» که باشد و آقایان بیرنگ و رسام می خواستند با مرگ یک شخصیت مهم این سریال به پایان برسد، اما آن قسمت انقدر خوب از آب درآمد که به گروه بودجه اختصاص داده شد و تا عید سریال «خانه سبز» به روی آنتن رفت.»

حبیب رضایی در پاسخ به سوال فریدون جیرانی درباره چگونگی انتخابش در فیلم «آژانس شیشه ای» ابراهیم حاتمی کیا گفت:« آقای پسیانی مسئول انتخاب بازیگر این فیلم بودند و برای آن نقش گفتند که من یک گزینه دارم و می توانم آن را معرفی کنم. آقای پسیانی به من زنگ زدند و گفتند که از «خانه سبز» فیلمی داری؟ که من جواب مثبت دادم و گفتند با ویدیو آن سریال به دفتر ابراهیم حاتمی کیا بیا. من هم به دفتر آقای حاتمی کیا رفتم و منتظر نشسته بودم و می دیدم که آقای حاتمی کیا در حال تماشای «خانه سبز» هستند. آن موقع به من گفتند که آقای پرستویی هم قرار است بیاید و من کل مدت گردنم را خم کرده بودم تا ببینم آقای پرستویی کی از این در به داخل می آید که در نهایت آن روز پرویز پرستویی به دفتر نیامد.

آقای حاتمی کیا پس از تماشای قسمت های بازی من در «خانه سبز» آمدند و من را بغل کردند و گفتند:« خنده هایت را برای من نگه دار» و رفت! آقای پسیانی هم به من گفتند به تو زنگ می زنیم. من هم وقتی از در دفتر آمدم بیرون کمی دور در ورودی چرخیدم تا شاید آقای پرستویی بیاید و از نزدیک او را ببینم، اما در نهایت ایشان نیامدند و سه روز پس آقای پسیانی به من زنگ زدند و گفتند به دفتر بیا. من هم رفتم و ناگهان در را که باز کردم دیدیم آقای پرستویی تنها در اتاق نشسته است و از شدت هیجان دهانم تا زیر گلویم خشک شد. پس از کمی احوال پرسی، آقای پسیانی به من گفتند که فیلمنامه نقش عباس «آژانس شیشه ای» را بخوان و به دفتر بیا. من هم همانجا فیلمنامه را خواندم و تحت تاثیر قرار گرفتم و وقتی به داخل دفتر رفتم دیدم اوضاع بسیار بدتر شد چون آقای حاتمی کیا، پرستویی، کیانیان، آتیلا پسیانی و من آنجا نشستیم و می خواستیم از روی متن بخوانیم! من هم بالاخره با این که احساس می کردم کل بدنم فلج شده است، آن متن را خواندم که البته هم می دانم که خیلی بد خواندم!» پس از روخوانی متن، آقای حاتمی کیا با من به حیاط آمدند و گفتند من مطمئن هستم که تو عباس فیلم من هستی، بعد اعتماد به نفس داشته باش.»

بازیگر «بی پولی» درباره ادای لهجه مشهدی شخصیت عباس می گوید: «در ابتدا به من گفتند که شخصیت عباس یزدی است، اما وقتی که دورخوانی ها شروع شد گفتند که این شخصیت متعلق به اطراف مشهد است. حال با این که ما یک رگ خراسانی داشتیم، اما تا آن زمان بیش از دوبار به مشهد نرفته بودم و لهجه مشهدی که خیلی هم سخت هست را بلد نبودم. اما آقای کیانیان برای من و خانم بادران نوارهایی ضبط کردند و جملات ما را بدون این که حسی داشته باشد با لهجه مشهدی ادا کردند که این کمک بسیار زیادی به من کرد. من برای لهجه مشهدی خیلی اگزجره تمرین کردم و به همین علت کل آن سه ماه را در همه جا با لهجه مشهدی حرف می زدم و به همین علت تا به امروز این نوع گویش روی لهجه من مانده است.»

رضایی در ادامه این گفتگو به بحث بازیگردانی اش در فیلم های سینمایی اشاره می کند می گوید:« من برای نخستین بار در فیلم «من ترانه 15 سال دارم» بازیگردان شدم، اما می خواهم بگویم که دیگر کار بازیگردانی انجام نمی دهم. من در زندگی دو ادعا بیشتر ندارم، یک این که هنرجوی خیلی خوبی هستم و خیلی خوب بلدم چیزهایی زیادی از آدم ها یاد بگیرم و دوم این که واقعا بازیگری را بلد هستم و دیگر میدانم بازی خوب و بازی بد چیست و یا می دانم بازی خوبی که می تواند به بازی درست تبدیل شود چیست! بازی درست یعتی بازی که باور شما را به مخاطب انتقال دهد.»

بازیگر «اسب حیوان نجیبی است» در ادامه انتقاداتی را هم به داوران ادوار متفاوت جشنواره فیلم فجر وارد می کند و می کند و می گوید: «یکی از انتقادات من به جشنواره فیلم فجر این است که در این جشنواره به بازیگر جایزه می دهند و نه بازیگری اش. به کارگردان جایزه می دهند و نه به کارگردانی اش! به طور مثال در لیست رای گیری اسکار، باید به فیلم رای بدهید و نام فیلمبردار اثر در آن نوشته نمی شود.  امروز یک بخش آشفتگی بازیگران ما به جایزه هایی است که به آنها تعلق نمی گیرد. داوران وقتی یک بازیگری را برای بازی غلطش کاندیدا می کنند، یعنی بازی اش را نابود کردند.»

رضایی در پایان به این نکته اشاره می کند که بازی های فیلم «ابد و یک روز» بسیار خوب بودند و او متاسف است که بازی پیمان معادی در جشنواره سال گذشته دیده نشد. 

منبع: برترینها

مطالب مشابه

مطالب تصادفی

نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد : کد امنیتی رفرش
متن دیدگاه :